Archive for the ‘اقتصاد’ Category

انتخابات فرانسه

دوشنبه, می 7th, 2012

با انتخاب شدن یک سوسیالیست در فرانسه و نگرانی از آینده سیاست ریاضت اقتصادی اروپا (که دو قطب اصلی اش مرکر- سارکوزی یا به قول CNN مارکوزی بود) ارزش یورو را در مقابل اکثر ارزها کاهش داد. نمودار زیر ارزش یورو در مقابل ین را نشان میدهد. این نمودار نشانگر خوبی برای نشان دادن ریسک گریزی (Risk aversion) است. کاهش یورو نشان میدهد که سرمایه گذاران حضور اولاند در کاخ الیزه را خطری برای سرمایه گذاری میدانند. باید دید رفتار قیمت در خصوص آینده اتحادیه اروپا چه خواهد بود؟

مثالی از حباب

پنجشنبه, ژانویه 19th, 2012

امروز این ایمیل را دریافت کردم. مفهوم حباب را به زیبایی نشان داده است. ممنون از فرهاد بابت ایمیل:

يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.

- جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد. حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت. دارايي خالص كشور 3 دلار شد.

- ژاك فكر كرد كه فقط يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت. بنابراين 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد. تام يك دلار به ژاك قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. دارايي خالص كشور 4 دلار شد.

- تام ديد كه ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته است. او از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد. در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است دارايي خالص او 1 دلار است. جان 2 دلار به تام قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك اكنون 2 دلار دارد. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حبابي در حال شكل‌گيري است.

- جان ديد كه ارزش زمين در حال بالا رفتن است. او هم تمايل داشت مالك زمين شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاك قرض كرد و زمين را به قيمت 4 دلار از تام خريد. در نتيجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارايي خالص او 2 دلار است. جان مالك زميني به ارزش 4 دلار است اما چون 2 دلار از ژاك قرض كرده است دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است و بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 6 دلار شد، اگر چه كشور همان يك قطعه زمين و 2 سكه 1 دلاري در گردش را دارد.

- همه پول بيشتري داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اينكه يك روز افكار نگران‌كننده‌اي به ذهن ژاك خطور كرد. «هي، كجاي كاري؟ اگر افزايش قيمت زمين متوقف بشه، اونوقت جان چطوري ميتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو كشور هست و فكر كنم بعد از اين همه معامله، ارزش زمين جان حداكثر 1 دلار باشه، نه بيشتر.»

- تام هم همين فكر را كرد. ديگر هيچكس نمي‌خواست زمين را بخرد. در نهايت، تام 2 دلار دارد و دارايي خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاك بدهكار است و زميني كه فكر مي‌كرد 4 دلار مي‌ارزد حالا 1 دلار ارزش دارد. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضي! اگر چه دارايي خالص ژاك هنوز 2 دلار است اما قلبش بد جوري ميزنه. دارايي خالص كشور 3 دلار شد!

- خب چه كسي 3 دلار از كشور دزديده است؟ البته قبل از اينكه حباب بتركد جان فكر مي‌كرد زمينش 4 دلار مي‌ارزد. در واقع قبل از تركيدن حباب، دارايي خالص كشور روي كاغذ 6 دلار بود. جان چاره‌اي جز اعلام ورشكستگي ندارد. ژاك هم زمين 1 دلاري را به جاي قرضش از جان مي‌گيرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشكسته است و دارايي خالص او صفر دلار است (هم چيز را از دست داده است). ژاك هم چاره‌اي ندارد جز اينكه به زمين 1 دلاري اكتفا كند. پس دارايي خالص كشور 3 دلار است.

- تام برنده است. جان بازنده است. ژاك هم خوش‌شانس است كه دارايي اوليه خود را دارد!

_________________________________

- وقتي حبابي در حال شكل‌گيري است ديون افراد به يكديگر افزايش مي‌يابد.

- داستان اين جزيره يك سيستم بسته است و كشور ديگري وجود ندارد و بنابراين بدهي خارجي نيز وجود ندارد. ارزش دارايي تنها بر اساس پول جزيره محاسبه مي‌شود. بنابراين ضرري در كل وجود نخواهد داشت.

- وقتي حباب مي‌تركد، افراد داراي پول نقد برنده هستند. افراد داراي مال يا قرض بازنده هستند و در بدترين حالت ورشكسته مي‌شوند.

- اگر در اين كشور نفر چهارمي هم با 1 دلار بود اما وارد اين بازي نمي‌شد نه مي‌برد نه مي‌باخت اما مي‌ديد كه ارزش پولش بالا و پايين مي‌رود.

- وقتي حباب در حال بزرگ شدن است همه پول بيشتري به دست مي‌آورند.

- اگر شما باهوش باشيد و بدانيد حبابي در حال بزرگ شدن است، مي‌‌ارزد كه پول قرض كنيد و وارد بازي شويد اما بايد بدانيد چه زماني همه چيز را به پول نقد تبديل كنيد.

- همانند زمين، اين پديده براي كالاهاي ديگر صادق است.

- ارزش واقعي زمين يا ديگر كالاها وابستگي زيادي به رفتار رواني جامعه دارد.

نظر شما چيست؟

Ringfencing

سه شنبه, ژانویه 17th, 2012

این روزها بیشتر و بیشتر شاهد ورود اصطلاحات اقتصاد خرد به واژگان اقتصاد کلان هستیم. یکی از این کلمات اصطلاح Ringfencing یا Ringmincing است. نمیدانم آیا معادلی فارسی برای این کلمه درست شده است یا خیر اما اجازه دهید این کلمه را “دربند کردن” ترجمه کنیم.

و اما در اقتصاد کلان، اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است ایتالیا را دربند کند. برای باز شدن مطلب مثالی میزنیم. فرض کنید میخواهیم یک باغ وحش راه بیاندازیم. اولین اقدام در تاسیس باغ وحش، دربند کردن حیوانات است. در باغ وحش حیوانات را دربند میکنند تا:

-          به مردم و نظاره گران آسیب نزنند.

-          به سایر حیوانات لطمه نزنند

-          در محیط خاص و طبیعی خود نگهداری شوند.

در اتحادیه اروپا دو کشور ایتالیا و ایرلند هردو گرفتار رکود اقتصادی هستند اما به دو دلیل مختلف. ایتالیا گرفتار وامهای دولتی سنگین است و ایرلند گرفتار وامهای شخصی بالا. به همین دلیل، این دو اقتصاد نیاز به دو درمان مختلف دارند.

ایتالیا کشوری با اقتصادی قوی است که دچار دردسر شده است. از آنجاییکه احتمال نکول این کشور (مانند یونان) وجود دارد، وام دهندگان بهره های خود را بالا میبرند و ایتالیا برای بازپرداخت وامهای خود دچار مشکلات بیشتر میشود. اینجاست که بانک مرکزی اروپا بعنوان یک نهاد معتبر وارد ماجرا میشود و با تضمین وامهایی که به ایتالیا پرداخت میشود این کشور حوزه یورو را دربند میکند.

با دربند شدن ایتالیا اولاً از سرایت مشکل ایتالیا به سایر کشورهای اروپایی (و حتی امریکا و آسیا) جلوگیری میشود و ثانیاً خیال وام دهندگان از بازپرداخت وام هایشان راحت میشود. پس ایتالیا میتواند با دریافت وامهای کم بهره به مشکلات داخلی خود بپردازد. در راس این مشکلات، سیستم بروکراتیکی است که مانع از رقابت سالم میان شرکت ها میشود. با افزایش رقابت میان شرکتها، اوضاع شرکتها بهبود یافته و با رونق اقتصاد مالیات پرداختی به دولت بالا میرود. دولت هم میتواند با این درآمد کسری بودجه را رفع کرده و قطار اقتصادش را به ریل بازگرداند.

آیا زمان افزایش نرخ بهره رسیده است؟

شنبه, ژانویه 14th, 2012

Greg Mankiw  اقتصاددان و استاد دانشگاه هاروارد حدود ده سال پیش فرمولی برای نرخ بهره پیشهاد کرد که در جدول زیر میتوان کارایی آنرا با نرخ بهره مقایسه نمود. این فرمول به صورت زیر تعریف میشود:

Federal Fund Rate= 8.5+1.4(Core inflation – Unemployment)

که در آن نرخ تورم از CPI و میزان بیکاری از گزارش NFP بدست می آید. همانطور که در شکل مشاهده میشود، از اواسط 2008 این نرخ محاسبه (خط آبی رنگ) به زیر صفر رفته است که چون عملاً غیر ممکن است، فد با بکارگیری روشهای دیگر سعی در کنترل بازار دارد. از طرف دیگر چند ماهی است که این نرخ حرکتی صعودی را آغاز نموده است و پیش بینی دکتر Mankiw این است که با رسیدن نرخ بیکاری به 8.3%، نرخ بهره محاسباتی مثبت میشود و به تدریج زمان افزایش نرخ بهره فرا خواهد رسید.

(روی عکس کلیک کنید)

منبع

چرا اروپایی ها به دلار علاقمندند؟

دوشنبه, ژانویه 9th, 2012

هفته گذشته فدرال رزرو دسترسی اروپاییان را به دلار ساده تر و ارزانتر نمود. دلیل علاقه اروپایی ها به دلار را با یک مثال توضیح میدهیم:

فرض کنید یک تولید کننده ایرلندی قطعات الکترونیک میخواهد برای قطعاتش مادربرد کره ای بخرد. در زمان پرداخت پول، نه طرف اروپایی علاقه به پرداخت “وان” دارد و نه طرف کرده ای علاقه به دریافت یورو. هر دو طرف میخواهند ارزی را معامله کنند که همه آنرا بشناسند و نیازی به تبدیل نداشته باشد و این ارز “دلار امریکا” است.

دلیل دوم افت وحشتناکی است که یورو در این ماهها کرده است تا جایی که صحبت از انحلال این ارز میرفت. پس هیچ تولید کننده ای علاقمند نیست مقدار زیادی از این ارز را نگه دارد.

این دو دلیل باعث میشود که امریکا دسترسی خریداران و تجار اروپایی را به دلار تسهیل کند زیرا اگر نتوان دلار مورد نیاز را به این افراد داد، در روند خرید و فروش اکثر کشورهای دنیا خللی پیش می آید که میتواند باعث ورشکستگی تعداد زیادی فعال اقتصادی باشد.

در این شرایط آیا حذف اجباری دلار از سبد خرید و فروش خطرناک نیست؟