حساب طلا و شبهات فقهی
جمعه, جولای 15th, 2011در مورد شائبه باطل بودن حساب سپرده طلای بانک صادرات نوشته بودم. ظاهراً بعد از اینکه این بانک تا آنجا که میتوانست تبلیغ کرد، تازه خبر به شورای فقهی بانکداری اسلامی رسیده است. باید دید نتیجه چه میشود.
در مورد شائبه باطل بودن حساب سپرده طلای بانک صادرات نوشته بودم. ظاهراً بعد از اینکه این بانک تا آنجا که میتوانست تبلیغ کرد، تازه خبر به شورای فقهی بانکداری اسلامی رسیده است. باید دید نتیجه چه میشود.
یکی از مهمترین ایراداتی که از طرف سازمان بورس اوراق بهادار به فارکس وارد شده بود، مساله غیرشرعی بودن معاملات به ویژه در سهام و شاخص ها (معروف به CFD) بود. زیرا در این گونه معاملات خریدار سهم به طور فیزیکی مالکیت نداشته و فقط از اختلاف قیمت سود میبرد و به عبارتی که رایج شد”تحویل فیزیکی” وجود ندارد.
حال باید از مسئولین سیستم بانکی کشور پرسید که چه تفاوتی میان حساب طلای بانک صادرات و معاملات CFD وجود دارد؟ آیا زمانی که من برای افتتاح حساب برای خرید 5 گرم طلا به بانک مراجعه میکنم، بانک برای من 5 گرم طلا خریده و آنرا در خزانه خود نگه میدارد؟ اگر من روزی به بانک مراجعه کنم و درخواست 5 گرم طلایم را بنمایم، آیا بانک قادر است طلای خریداری شده توسط من را تحویل دهد؟ پاسخ هریک از دو سوال فوق که منفی باشد (که با توجه به مشخصات حساب که در وب سایت بانک آمده منفی است) باید گفت که این حساب از نظر شرعی دچار همان مشکلی است که فارکس را غیرقانونی نمود. باید دید مسئولان و مدیران اجرایی کشور در قبال این “شرط بندی” روی قیمت طلا چه عکس العملی نشان میدهند.
در مطلبی خواندم که قبرس یک مخزن بزرگ نفتی در جنوب این جزیره کشف کرده است که با هیچ کشور دیگری مشترک نیست و تصمیم گرفته است آنرا بعنوان ذخیرهای برای آیندگان نگه دارد. سوال اینجاست که آیا اینکار قبرس درست است یا خیر؟
شخصاً معتقدم که اینکار اشتباه است، زیرا ما نمیدانیم در آینده نفت از چه جایگاهی برخوردار خواهد شد. ممکن است نفت فردا، زغالسنگ امروز باشد که گذشتهای ارزشمند و حالی کم ارزش دارد. به نظرم استخراج این نفت و سرمایهگذاری بلند مدت آن برای نسلهای آینده میتواند سوددهی بالاتری داشته باشد.
جناب بهمنی در مصاحبه ای فرمودند: کسانی که به قصد سودجویی و سفته بازی اقدام به خرید طلا کنند، به زودی ضرر میکنند.
جناب بهمنی، اولاً در هیچ کجای دنیا speculator را سفته باز نمی خوانند. speculator کسی است که به قصد سودگیری وارد بازار میشود.
دوم اینکه بنا به اطلاعات موجود بالای 99% از معاملات انجام شده در بورس کالا (در بازارهای سکه و شمش) تحویل فیزیکی نمیشوند و به صورت speculation یا معادل مصطلح فارسی آن سفته بازی هستند. آیا درست است که 99 درصد شرکت کنندگان یک بازار را سودجو بنامیم؟ و آیا درست است که بازاری را حمایت کنیم که 99درصد شرکت کنندگانش قرار است بازنده باشند؟
سوم به زودی بازار اختیارات (آپشن) در ایران به راه می افتند. طبق آمارها حدود 70 درصد معاملات خرید اختیار بی مصرف منقضی میشوند. آیا این اکثریت بازنده، سازمان بورس را به صرافت نمی اندازد این بازار را غیرقانونی اعلام کند؟
دوست عزیزی که همیشه در بحثها شرکت میکنند( و از این بابت ممنونشان هستم)، به نوشته پیشین من ایراد گرفته بودند که نظر رییس جمهور از 1% سهم فروش نفت برای تامین مسکن جوانان 1% در هر سال بوده و خلاصه ردیف بودجه ای برای اینکار در نظر گرفته شده تا جوانان خانه دار شوند. فرض میکنیم ما هر سال به طور متوسط 70 میلیارد دلار نفت بفروشیم (از اینکه به سبب بی توجهی به زیرساختها، میزان تولید نفتان رو به افول است چشم می پوشیم) و فرض میکنیم در حال حاضر 2 میلیون زوج بدون مسکن داریم و دولت میتواند هر واحد مسکونی را با 20 میلیون تومان بسازد. پس دولت میتواند در سال 35 هزار واحد مسکونی بسازد و به جوانان تحویل دهد. با این حساب ما به 57 سال زمان نیاز داریم تا به همه جوانان مسکن بدهیم. اما اگر فرض کنیم تعداد جوانان بی مسکن ما همگام با رشد جمعیت کشور (یعنی سالی 1.8%) رشد کند، 1% فروش نفت به هیچ وجه برای خانه دار کردن همه این جوانان کافی نخواهد بود.
در پست پیشین دوستان اعتراض کردند که چرا از اوباما نقل قول کردم و خواستند که فریب رنگ نسکافه ای او را نخورم. اولاً که اوباما در تعیین رنگ خود هیچ تقصیری نداشته و لذا از تقوا و اخلاق بدور است که او را بدین سبک بخوانیم. دوم اینکه ایشان برخی شعارهای تبلیغاتی خود را غیز عملی یافته اند، فقط خواستم تذکری داده باشم، شاید از او یاد گرفتیم.