دوست بسیار عزیزی در پایین مطلب قبلی کامنت گذاشته بودند که :”… میخواستم خواهش کنم درباره پیش بینیتون در مورد شکست خوردن این طرح بیشتر توضیح بدید… آیا با اصل هدفمندسازی موافقید اما دولت رو آماده اجرا نمیبینید یا اینکه اساساً با تداوم وضع فعلی موافقید؟
در مورد واردات چی؟ آیا ارز ارزان و ورود شیر مرغ تا جان آدمیزاد به قیمت بیکاری کارگر ایرانی رو به محدودسازی واردات و به قول شما «رانت» دادن به تولید داخل (کاری که چین و هند مالزی و … کردهاند و میکنند) ترجیح میدین؟”
ضمن تشکر از این دوست گرامی و فرهیخته باید عرض کنم که در مورد طرح هدفمند سازی معتقدم که دولت اولاً در شرایطی قرار ندارد که بتواند و یا بخواهد مردم را دلگیر کند. هرچند با اساس اینکه یارانه ها باید به صورت نقدی و هدفمند توزیع شود کاملاً موافقم. دلیل دیگری که برای عدم موفقیت این طرح دارم، ناکاراآمدی دولت به دلیل نداشتن تجربه اجرایی بالاست.
از طرف دیگر با برخورد احساسی شما با مساله واردات مخالفم. بنده جایی صحبت از اینکه ارز باید ارزان باشد نکرده ام و هرکجا که بحث قیمت ارز شده، جزو موافقین واقعی شدن قیمت ارز بوده ام و معتقدم دولت هایی که سعی در کنترل دستوری قیمت ارز دارند، تنها با فشردن روی این فنر اقتصادی، جهش آنرا پس از برداشته شدن فشار بیشتر خواهند کرد. چین، هند و مالزی بعنوان کشورهای عضو WTO اجازه دادن رانت به تولید داخلی ندارند. این کشورها با هوشمندی صنایعی را انتخاب کرده اند که در آنها مزیت نسبی دارند و با سرمایه گذاری در این صنایع، رشد و شکوفایی را برای کشورشان به ارمغان آورده اند.
کارگر ایرانی اما، وضع امروزش تعریفی ندارد. ببینید کشوری که با تمام ابین رانتهایی که به صنایع داخلی میدهد (حتی مجلس با دو فوریت اجازه کاهش 20 درصدی تعرفه واردات خودرو را نمیدهد) اوضاع کارگران و کارخانجاتش چگونه است و مقایسه کنید با آنهایی که نام بردید که دارند شانه به شانه با دنیا حرکت میکنند و اوضاع کارگرانشان به شهادت آمار و ارقام از ما بهتر است.
به شما حق میدهم نگران بیکاری کارگران ایرانی باشید اما به من هم حق بدهید که نگران جان سی هزار نفری باشم که سالانه به دلایل متعدد، که یکی از پررنگترین آنها انواع نواقص ایمنی است، به مقصد نمیرسند و جنازه هایشان در جاده هایمان فراوان است، باشم. چند نفر در داستان کامیونهای هوو جان باختند؟ اگر صنعت خودرو سازی ما از مثلاً 10 سال پیش خود را آماده رقابت در بازاری با تعرفه پایین میکرد (و دولت هم پول تعرفه ها را در این ده سال به خودروسازان میداد)، آیا محصولات تولیدی ما امروز بهتر نبودند؟ آیا این افزایش کیفیت به افزایش ایمنی سفرها منجر نمیشد؟
موافق بیکاری هیچ کارگری نیستم اما اوضاع اقتصاد و صنعت را در کشور مثل داستان آن پادشاه کوتاه قدی میدانم که پای کسانی را که از او بلند قد تر بودند از زانو قطع میکرد تا شاد بلندقدتر به نظر برسد.