Posts Tagged ‘امریکا’

شکنجه گر

سه شنبه, می 15th, 2012

دیروز مصاحبه ای که مجله خبری شصت دقیقه شبکه CBS با خوزه رودریگز (رییس دایره ضد تروریسم سیا) انجام داده بود را می دیدم. رودریگز در تمام طول مصاحبه از بکار بردن کلمه شکنجه امتناع میکرد و از واژه “روشهای پیشرفته بازجویی” استفاده میکرد. تلاش این فرد برای توجیه شکنجه هایی مثل water boarding، ممانعت از خواب، حبس در جعبه و غیره القا میکرد که احتمالاً خود رودریگز هم در اعماق قلبش واقف به غیر انسانی و غیر قابل دفاع بودن عملش است.

آیا زمان افزایش نرخ بهره رسیده است؟

شنبه, ژانویه 14th, 2012

Greg Mankiw  اقتصاددان و استاد دانشگاه هاروارد حدود ده سال پیش فرمولی برای نرخ بهره پیشهاد کرد که در جدول زیر میتوان کارایی آنرا با نرخ بهره مقایسه نمود. این فرمول به صورت زیر تعریف میشود:

Federal Fund Rate= 8.5+1.4(Core inflation – Unemployment)

که در آن نرخ تورم از CPI و میزان بیکاری از گزارش NFP بدست می آید. همانطور که در شکل مشاهده میشود، از اواسط 2008 این نرخ محاسبه (خط آبی رنگ) به زیر صفر رفته است که چون عملاً غیر ممکن است، فد با بکارگیری روشهای دیگر سعی در کنترل بازار دارد. از طرف دیگر چند ماهی است که این نرخ حرکتی صعودی را آغاز نموده است و پیش بینی دکتر Mankiw این است که با رسیدن نرخ بیکاری به 8.3%، نرخ بهره محاسباتی مثبت میشود و به تدریج زمان افزایش نرخ بهره فرا خواهد رسید.

(روی عکس کلیک کنید)

منبع

چرا اروپایی ها به دلار علاقمندند؟

دوشنبه, ژانویه 9th, 2012

هفته گذشته فدرال رزرو دسترسی اروپاییان را به دلار ساده تر و ارزانتر نمود. دلیل علاقه اروپایی ها به دلار را با یک مثال توضیح میدهیم:

فرض کنید یک تولید کننده ایرلندی قطعات الکترونیک میخواهد برای قطعاتش مادربرد کره ای بخرد. در زمان پرداخت پول، نه طرف اروپایی علاقه به پرداخت “وان” دارد و نه طرف کرده ای علاقه به دریافت یورو. هر دو طرف میخواهند ارزی را معامله کنند که همه آنرا بشناسند و نیازی به تبدیل نداشته باشد و این ارز “دلار امریکا” است.

دلیل دوم افت وحشتناکی است که یورو در این ماهها کرده است تا جایی که صحبت از انحلال این ارز میرفت. پس هیچ تولید کننده ای علاقمند نیست مقدار زیادی از این ارز را نگه دارد.

این دو دلیل باعث میشود که امریکا دسترسی خریداران و تجار اروپایی را به دلار تسهیل کند زیرا اگر نتوان دلار مورد نیاز را به این افراد داد، در روند خرید و فروش اکثر کشورهای دنیا خللی پیش می آید که میتواند باعث ورشکستگی تعداد زیادی فعال اقتصادی باشد.

در این شرایط آیا حذف اجباری دلار از سبد خرید و فروش خطرناک نیست؟

Collateralized Debt Obligations

چهار شنبه, دسامبر 7th, 2011

Collateralized Debt Obligations یا CDO که در فارسی میتوان آنرا به “وام با تعهد وثیقه” ترجمه کرد، بازار مالی است که در آن انواع وام‌های وثیقه‌ای خرید و فروش می‌شود. این سیستم بدین صورت کار میکند که بانکی که به مشتریانش وام مسکن با بهره 15% میدهد، برای رهایی از ریسک عدم بازپرداخت احتمالی این وامها، این وامها را به صورت یکجا با بهره‌ای کمتر (مثلاً 11% ) به یک شرکت سرمایه‌گذاری (یا هج فاند) واگذار میکند. بانک براساس الگوریتمهای موجود، این وامها را براساس احتمال عدم توانایی بازپرداخت به گروهای کم ریسک تا پرریسک تقسیم میکند.

شرکت سرمایه‌گذاری در قبال دریافت مابه‌التفاوت سود (در اینجا 4%) ، با دسته بندی وامها به گروه های AAA، AA، BBB و BB و … براساس میزان ریسک آنها را به مشتریان خود میفروشد. این گروهها از ریسک کم به زیاد طبقه بندی شده اند یعنی گروه AAA کمترین ریسک (و طبیعتاً کمترین سود) و گروه BB بیشترین ریسک (و طبعاً بیشترین سود) را دارند. در این مثال گروه AAA مثلاً سودی معادل 3% در سال میبرد و گروه BB سودی برابر 10%.

هر ماه مشتریان بانک، اقدام به بازپرداخت وامها میکنند و بانک با کسر سهم خود، بقیه پول را به شرکت سرمایه گذاری میدهد. این شرکت هم با کسر میزان سود خود، سود را به حساب مشتریان واریز میکند. نحوه واریز این سود، مثل برجی از لیوان است که از بالا پر میشود (مانند شکل زیر). در شکل بالاترین گروه لیوان گروه AAA است و پایینترین سری لیوان، گروه BB.

تا زمانی که بازار مسکن (اینجا بحث وام مسکن است) در وضعیت خوبی قرار دارد، بطری بازپرداخت ها میتواند تمام لیوانها را پر کرده و همه خریداران CDO را خوشحال نماید. اما زمانی که کشور دچار رکود میشود، بطری بازپرداختهای ماهیانه به دلیل عدم توانایی برخی از دریافت کنندگان وام، به صورت نیمه پر شروع به پرکردن برج لیوان میکند. در این شرایط بالاترین ردیف و ردیف زیر آن کاملاً پر میشوند اما ردیفهای بعدی کاملاً  پر نمیشوند. هرچند این شرایط ناراحتی سهامدارانی را که گروه های پرریسک را خریداری کرده اند در بر دارد اما این افراد به ریسک سرمایه گذاری خود واقف بوده اند.

مشکل زمانی رخ میدهد که مدیرسرمایه گذاری بیاید و یکی از لیوانهای گروه BB را که در رشد اقتصادی حداکثر 10% بازده دارد، بعنوان یک بطری برای یک برج لیوان دیگر استفاده کند. این برج مانند برج اول است و خود دارای گروه های کم ریسک تا پرریسک است. در زمان رکود اقتصادی، لیوانهای گروه BB برج اول، پر نمیشوند (سود0%) و طبیعتاً لیوانهای برج دوم هم خالی می‌مانند. اما بالاترین ردیف لیوانهای برج دوم در رتبه بندی، در گروه AAA یا کم ریسک قرار گرفته بودند.

در سال 2008، مدیران سرمایه گذاری با برداشت غلطی که از رشد اقتصادی داشتند، اقدام به چیدن انواع برجهای لیوانی کردند که با لیوانهای برجهای دیگر پرمیشدند. حجم این سرمایه گذاری CDO های ثانویه چند صد میلیون دلار برآورد شد و وسعت آن از سرمایه گذاران امریکایی تا صندوقهای بازنشستگی در سراسر دنیا بود. و همین مساله باعث ایجاد رکودی جهانی شد که امروز هنوز با آن دست و پنجه نرم میکنیم.

مسکن مهر با 1% فروش نفت

چهار شنبه, نوامبر 17th, 2010

دوست عزیزی که همیشه در بحثها شرکت میکنند( و از این بابت ممنونشان هستم)، به نوشته پیشین من ایراد گرفته بودند که نظر رییس جمهور از 1% سهم فروش نفت برای تامین مسکن جوانان 1% در هر سال بوده و خلاصه ردیف بودجه ای برای اینکار در نظر گرفته شده تا جوانان خانه دار شوند. فرض میکنیم ما هر سال به طور متوسط 70 میلیارد دلار نفت بفروشیم (از اینکه به سبب بی توجهی به زیرساختها، میزان تولید نفتان رو به افول است چشم می پوشیم) و فرض میکنیم در حال حاضر 2 میلیون زوج بدون مسکن داریم و دولت میتواند هر واحد مسکونی را با 20 میلیون تومان بسازد. پس دولت میتواند در سال 35 هزار واحد مسکونی بسازد و به جوانان تحویل دهد. با این حساب ما به 57 سال زمان نیاز داریم تا به همه جوانان مسکن بدهیم. اما اگر فرض کنیم تعداد جوانان بی مسکن ما همگام با رشد جمعیت کشور (یعنی سالی 1.8%) رشد کند، 1% فروش نفت به هیچ وجه برای خانه دار کردن همه این جوانان کافی نخواهد بود.

در پست پیشین دوستان اعتراض کردند که چرا از اوباما نقل قول کردم و خواستند که فریب رنگ نسکافه ای او را نخورم. اولاً که اوباما در تعیین رنگ خود هیچ تقصیری نداشته و لذا از تقوا و اخلاق بدور است که او را بدین سبک بخوانیم. دوم اینکه ایشان برخی شعارهای تبلیغاتی خود را غیز عملی یافته اند، فقط خواستم تذکری داده باشم، شاید از او یاد گرفتیم.