Posts Tagged ‘بازپرداخت’

Ringfencing

سه شنبه, ژانویه 17th, 2012

این روزها بیشتر و بیشتر شاهد ورود اصطلاحات اقتصاد خرد به واژگان اقتصاد کلان هستیم. یکی از این کلمات اصطلاح Ringfencing یا Ringmincing است. نمیدانم آیا معادلی فارسی برای این کلمه درست شده است یا خیر اما اجازه دهید این کلمه را “دربند کردن” ترجمه کنیم.

و اما در اقتصاد کلان، اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است ایتالیا را دربند کند. برای باز شدن مطلب مثالی میزنیم. فرض کنید میخواهیم یک باغ وحش راه بیاندازیم. اولین اقدام در تاسیس باغ وحش، دربند کردن حیوانات است. در باغ وحش حیوانات را دربند میکنند تا:

-          به مردم و نظاره گران آسیب نزنند.

-          به سایر حیوانات لطمه نزنند

-          در محیط خاص و طبیعی خود نگهداری شوند.

در اتحادیه اروپا دو کشور ایتالیا و ایرلند هردو گرفتار رکود اقتصادی هستند اما به دو دلیل مختلف. ایتالیا گرفتار وامهای دولتی سنگین است و ایرلند گرفتار وامهای شخصی بالا. به همین دلیل، این دو اقتصاد نیاز به دو درمان مختلف دارند.

ایتالیا کشوری با اقتصادی قوی است که دچار دردسر شده است. از آنجاییکه احتمال نکول این کشور (مانند یونان) وجود دارد، وام دهندگان بهره های خود را بالا میبرند و ایتالیا برای بازپرداخت وامهای خود دچار مشکلات بیشتر میشود. اینجاست که بانک مرکزی اروپا بعنوان یک نهاد معتبر وارد ماجرا میشود و با تضمین وامهایی که به ایتالیا پرداخت میشود این کشور حوزه یورو را دربند میکند.

با دربند شدن ایتالیا اولاً از سرایت مشکل ایتالیا به سایر کشورهای اروپایی (و حتی امریکا و آسیا) جلوگیری میشود و ثانیاً خیال وام دهندگان از بازپرداخت وام هایشان راحت میشود. پس ایتالیا میتواند با دریافت وامهای کم بهره به مشکلات داخلی خود بپردازد. در راس این مشکلات، سیستم بروکراتیکی است که مانع از رقابت سالم میان شرکت ها میشود. با افزایش رقابت میان شرکتها، اوضاع شرکتها بهبود یافته و با رونق اقتصاد مالیات پرداختی به دولت بالا میرود. دولت هم میتواند با این درآمد کسری بودجه را رفع کرده و قطار اقتصادش را به ریل بازگرداند.

Collateralized Debt Obligations

چهار شنبه, دسامبر 7th, 2011

Collateralized Debt Obligations یا CDO که در فارسی میتوان آنرا به “وام با تعهد وثیقه” ترجمه کرد، بازار مالی است که در آن انواع وام‌های وثیقه‌ای خرید و فروش می‌شود. این سیستم بدین صورت کار میکند که بانکی که به مشتریانش وام مسکن با بهره 15% میدهد، برای رهایی از ریسک عدم بازپرداخت احتمالی این وامها، این وامها را به صورت یکجا با بهره‌ای کمتر (مثلاً 11% ) به یک شرکت سرمایه‌گذاری (یا هج فاند) واگذار میکند. بانک براساس الگوریتمهای موجود، این وامها را براساس احتمال عدم توانایی بازپرداخت به گروهای کم ریسک تا پرریسک تقسیم میکند.

شرکت سرمایه‌گذاری در قبال دریافت مابه‌التفاوت سود (در اینجا 4%) ، با دسته بندی وامها به گروه های AAA، AA، BBB و BB و … براساس میزان ریسک آنها را به مشتریان خود میفروشد. این گروهها از ریسک کم به زیاد طبقه بندی شده اند یعنی گروه AAA کمترین ریسک (و طبیعتاً کمترین سود) و گروه BB بیشترین ریسک (و طبعاً بیشترین سود) را دارند. در این مثال گروه AAA مثلاً سودی معادل 3% در سال میبرد و گروه BB سودی برابر 10%.

هر ماه مشتریان بانک، اقدام به بازپرداخت وامها میکنند و بانک با کسر سهم خود، بقیه پول را به شرکت سرمایه گذاری میدهد. این شرکت هم با کسر میزان سود خود، سود را به حساب مشتریان واریز میکند. نحوه واریز این سود، مثل برجی از لیوان است که از بالا پر میشود (مانند شکل زیر). در شکل بالاترین گروه لیوان گروه AAA است و پایینترین سری لیوان، گروه BB.

تا زمانی که بازار مسکن (اینجا بحث وام مسکن است) در وضعیت خوبی قرار دارد، بطری بازپرداخت ها میتواند تمام لیوانها را پر کرده و همه خریداران CDO را خوشحال نماید. اما زمانی که کشور دچار رکود میشود، بطری بازپرداختهای ماهیانه به دلیل عدم توانایی برخی از دریافت کنندگان وام، به صورت نیمه پر شروع به پرکردن برج لیوان میکند. در این شرایط بالاترین ردیف و ردیف زیر آن کاملاً پر میشوند اما ردیفهای بعدی کاملاً  پر نمیشوند. هرچند این شرایط ناراحتی سهامدارانی را که گروه های پرریسک را خریداری کرده اند در بر دارد اما این افراد به ریسک سرمایه گذاری خود واقف بوده اند.

مشکل زمانی رخ میدهد که مدیرسرمایه گذاری بیاید و یکی از لیوانهای گروه BB را که در رشد اقتصادی حداکثر 10% بازده دارد، بعنوان یک بطری برای یک برج لیوان دیگر استفاده کند. این برج مانند برج اول است و خود دارای گروه های کم ریسک تا پرریسک است. در زمان رکود اقتصادی، لیوانهای گروه BB برج اول، پر نمیشوند (سود0%) و طبیعتاً لیوانهای برج دوم هم خالی می‌مانند. اما بالاترین ردیف لیوانهای برج دوم در رتبه بندی، در گروه AAA یا کم ریسک قرار گرفته بودند.

در سال 2008، مدیران سرمایه گذاری با برداشت غلطی که از رشد اقتصادی داشتند، اقدام به چیدن انواع برجهای لیوانی کردند که با لیوانهای برجهای دیگر پرمیشدند. حجم این سرمایه گذاری CDO های ثانویه چند صد میلیون دلار برآورد شد و وسعت آن از سرمایه گذاران امریکایی تا صندوقهای بازنشستگی در سراسر دنیا بود. و همین مساله باعث ایجاد رکودی جهانی شد که امروز هنوز با آن دست و پنجه نرم میکنیم.