سپتامبر 9th, 2010

خدا رو شکر که ماه رمضان تمام شد و از دست اجراهای بد صدا و بی سلیقه انواع “ربنا” سر افطار خلاص شدیم.

عیدتان مبارک

هدفمند سازی یارانه ها و واردات

سپتامبر 4th, 2010

دوست بسیار عزیزی در پایین مطلب قبلی کامنت گذاشته بودند که :”… می‌خواستم خواهش کنم درباره پیش بینی‌تون در مورد شکست خوردن این طرح بیشتر توضیح بدید… آیا با اصل هدفمندسازی موافقید اما دولت رو آماده اجرا نمی‌بینید یا اینکه اساساً با تداوم وضع فعلی موافقید؟
در مورد واردات چی؟ آیا ارز ارزان و ورود شیر مرغ تا جان آدمیزاد به قیمت بیکاری کارگر ایرانی رو به محدودسازی واردات و به قول شما «رانت» دادن به تولید داخل (کاری که چین و هند مالزی و … کرده‌اند و می‌کنند) ترجیح میدین؟”

ضمن تشکر از این دوست گرامی و فرهیخته باید عرض کنم که در مورد طرح هدفمند سازی معتقدم که دولت اولاً در شرایطی قرار ندارد که بتواند و یا بخواهد مردم را دلگیر کند. هرچند با اساس اینکه یارانه ها باید به صورت نقدی و هدفمند توزیع شود کاملاً موافقم. دلیل دیگری که برای عدم موفقیت این طرح دارم، ناکاراآمدی دولت به دلیل نداشتن تجربه اجرایی بالاست.

از طرف دیگر با برخورد احساسی شما با مساله واردات مخالفم. بنده جایی صحبت از اینکه ارز باید ارزان باشد نکرده ام و هرکجا که بحث قیمت ارز شده، جزو موافقین واقعی شدن قیمت ارز بوده ام و معتقدم دولت هایی که سعی در کنترل دستوری قیمت ارز دارند، تنها با فشردن روی این فنر اقتصادی، جهش آنرا پس از برداشته شدن فشار بیشتر خواهند کرد. چین، هند و مالزی بعنوان کشورهای عضو WTO اجازه دادن رانت به تولید داخلی ندارند. این کشورها با هوشمندی صنایعی را انتخاب کرده اند که در آنها مزیت نسبی دارند و با سرمایه گذاری در این صنایع، رشد و شکوفایی را برای کشورشان به ارمغان آورده اند.

کارگر ایرانی اما، وضع امروزش تعریفی ندارد. ببینید کشوری که با تمام ابین رانتهایی که به صنایع داخلی میدهد  (حتی مجلس با دو فوریت اجازه کاهش 20 درصدی تعرفه واردات خودرو را نمیدهد) اوضاع کارگران و کارخانجاتش چگونه است و مقایسه کنید با آنهایی که نام بردید که دارند شانه به شانه با دنیا حرکت میکنند و اوضاع کارگرانشان به شهادت آمار و ارقام از ما بهتر است.

به شما حق میدهم نگران بیکاری کارگران ایرانی باشید اما به من هم حق بدهید که نگران جان سی هزار نفری باشم که سالانه به دلایل متعدد، که یکی از پررنگترین آنها انواع نواقص ایمنی است، به مقصد نمیرسند و جنازه هایشان در جاده هایمان فراوان است، باشم. چند نفر در داستان کامیونهای هوو جان باختند؟ اگر صنعت خودرو سازی ما از مثلاً 10 سال پیش خود را آماده رقابت در بازاری با تعرفه پایین میکرد (و دولت هم پول تعرفه ها را در این ده سال به خودروسازان میداد)، آیا محصولات تولیدی ما امروز بهتر نبودند؟ آیا این افزایش کیفیت به افزایش ایمنی سفرها منجر نمیشد؟

موافق بیکاری هیچ کارگری نیستم اما اوضاع اقتصاد و صنعت را در کشور مثل داستان آن پادشاه کوتاه قدی میدانم که پای کسانی را که از او بلند قد تر بودند از زانو قطع میکرد تا شاد بلندقدتر به نظر برسد.

بورس و هدفمندسازی یارانه ها

آگوست 28th, 2010

دوستی سوال کرده بودند که :

“به نظر شما واکنش کلی بورس به طرح هدفمندسازی چی خواهد بود؟
بخاطر کاهش سطح فروش شرکتها (بخصوص انژی برها) نزول می کنه؟
یا بخاطر افزایش سطح عمومی قیمتها (بخصوص جاهایی که به علت سیاستهای حمایتی رقابت خارجی وجود نداره) و افزایش سود سعود می کنه؟
اصلا چقدر باید به این قضیه تو محاسبات میان مدت ضریب داد؟”

به نظر بنده کل بازار سرمایه و بورس واکنش یکسانی نشان نخواهد داد. انرژی برها که به قول شما افت میکنند اما هنوز تکلیف سیمانی ها بعنوان غول انرژی برها معلوم نیست. هستند کسانی که معتقدند ممکن است سیمانی ها رشد هم داشته باشند. برنامه جدید وارداتی وزارت بازرگانی با هدف محدود کردن واردات و دادن رانت به تولیدات داخلی، قطعاً یار دوازدهم تیم کارخانجاتی خواهد بود که در مصاف با محصولات وارداتی کم آورده اند و یا خواهند آورد.

در مورد هدفمند سازی یازانه ها هم معتقدم که این دوام نخواهد آورد و نسبتاً زود یا دولت از اجرا (یا ادامه اجرا) یش منصرف خواهد شد و یا با شکست مواجه شده و به بایگانی خواهد رفت.

پاشنه آشیل طرح یارانه ها

آگوست 24th, 2010

حجت قندی در مطلبی کوتاه اما گویا به بررسی طرح هدفمند سازی یارانه ها پرداخته است…

99 درصد علم دنيا رايگان دراختيار ماست: با آن چه كرده ايم؟

آگوست 8th, 2010

“…. مگر مي شود مديران ارشد كشور ما اين چنين فكركنند؟ اولين فكر من اين بود كه عده اي ميخواهند پيشرفت بلامنازع ايران پس از انقلاب را مخدوش كنند. اما نه! وزير صنايع كه اين چنين فكر نمي كند! او هم مانند مديران ارشد ديگر كشور رشد و توسعة ايران و عزت ايران را مي خواهد. پس چرا اينگونه صحبت مي كند؟…”

این گوشه ای از نوشته دکتر رضا منصوری در پاسخ به صحبتهای آقای محرابیان وزیر صنایع در خصوص تولید علم در کشور بود. کل مقاله را میتوانید با کلیک روی نوشته بالا بخوانید. دکتر منصوری شناخته شده تر از آن است که بخواهم درباره اش توضیحی عرض کنم اما بطور خلاصه میتوانم بگویم او یکی از کسانی است که سالهاست دغدغه علم، سیاستگذاری علم و تولید علم را در این مرز و بوم دارد. سخنانش شیوا، دلنشین و دقیق است و پای صحبتش که بنشینی به یاد این بیت می افتی که “ای که پنجاه رفت و در خوابی//مگر این پنج روز دریابی”.

پی نوشت:

منبع اصلی این نوشته وبلاگ اساتید علیه تقلب است که به دلایل نسبتاً واضحی مورد لطف قرار گرفته است.